تبليغاتX
شاهد عيني
دستنويس يه آدم ساده
 عید این کیه؟
سال نوی من و تو داره میاد و تقریباْ رسیده که توش خونه تکونی میکنیم و لباس نو میخریم و بعضی از وسایل خونه رو نو میکنیم ٬ قشنگترین قسمتش هم خرید میوه و شرینی و آجیل و دید و بازدید از اقوامه٬ شبکه های تلوزیون و شبکه های فارسی ماهواره هم که سنگ تموم میذارن تا اوقات تعطیلی حسابی بهمون خوش بگذره اما سال نوی این کیه؟

              

برای این سال نو کیه؟ این کی باید سال نو رو جشن بگیره؟ کی میتونه مثل بقیه باشه و زندگی کنه؟ اصلاْ اجازه داره زندگی کنه؟ اجازه میدن که بتونه نفس بکشه؟ یا تورم و بی کاری و... نفسش رو میبره؟ اصلاْ این کیه؟ چرا نمیره خونش بگیره بخوابه؟ اهل ایرانه؟ نه بابا افغانیه این ایرانی نیست! چقدر بد که آبروش رو کف دستش میگیره و گدایی میکنه؟ نه این مجبوره گدایی کنه چون چاره ای نداره و اگه گدایی نکنه میمیره٬ پس عید ما چه کار میکنه؟

            

این پول نداره لباس بگیره و چشمش به دستای ماست تا شب عید گشنه نباشه٬ شب عید وقتی برای خرید به پاساژها میرید نوازنده ها و فقرای زیادی رو میبینید که چشم به دستای شما منتظر یه ثوابن٬ اونا منتظرن که ما ثواب کنیم و یه کمک کوچیک بهشون بکنیم٬ اما بیشتر موقع ها ما حواسمون شیش دنگ به ویترین مغازه هاست تا مبادا فلان لباس مارک دار رو از دست بدیم٬ این تلوزیون نداره تا فیلمهای قشنگ عید رو ببینه و اگه ازش بپرسی اهل کدوم کشوره نمیدونه چون فقر مرز نداره و فقیر جز هیچ کشوری به حساب نمیاد٬ این قوم و خویش نداره که عید دیدنی کنه و اگه هم داره از ترس فقرش خودش رو پنهان میکنه تا تو فامیل خجالت زده نباشه٬ این خونه ای نداره تا تمیزش کنه و اصلاْ وسیله ای نداره که بخواد نوشون کنه و بهار تنها حسنش برای اون اینه که یه کم از سرما کاسته میشه و راحت تر میتونه تو پارک بخوابه٬ شیرینی و آجیل و میوه رو هم فقط وقتی میبینن که تو داری نفس نفس زنان اونها رو به طرف خونت میکشی و این هم با حسرت به دستات نگاه میکنه٬ خداش هم داره میبینه

                                 

ولی من میدونم عید این کیه؟ عید این وقتیه که منتقم خون حسین(ع)٬ وارث ذوالفقار علی(ع)٬ گل نرگس(س)٬ مهدی فاطمه(س) بیاد و زمین رو پر از عدل و داد کنه٬ اونه که هیچ فرقی بین خودش و این نمیذاره و فقر رو نابود میکنه٬ اونه که علی (ع) رو به یادها میاره٬ اونه که دین حضرت محمد(ص) را زنده میکنه٬ اونه که لرزه به اندام مستکبرها میندازه و کاخهاشون رو رو سرشون خراب میکنه.

پس عید این وقتیه که اون بیاد.

اللهم عجل لولیک الفرج                حمید رضا مقسمی

|+| نوشته شده توسط حميد رضا مقسمی در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386  |
 انتخابات چیه؟
                          

 

بازهم یه انتخابات دیگه در راهه و مردم باید برای انتخاب نماینده ها پای صندوق رای برن٬ صدا و سیما هم مثل همیشه داره تبلیغ میکنه تا مردم رو تشویق به رفتن پای صندوقهای رای بکنه. تو این برنامه ها برنامه ۳۸ که مجری اون محسن حاجیلوست از همه پر کار تره.

تو این برنامه حاجیلو با اهالی ورزش  مصاحبه میکنه و اونها هم همشون شرکت در انتخابات رو وظیفه هر ایرانی میدونن. برنامه های دیگه هم هست که با چهره های عرصه هنر و سینما و... صحبت میکنن و جوابها همه کلیشه ای بله بله وظیفه هر ایرانی...

تو این بین اگه از دستشون در بره با مرد عادی هم مصاحبه میکنن و همه به سوال شرکت در انتخابات فقط یه پاسخ میدن  بله وظیفه هر ایرانیه که در انتخابات شرکت کنه.

بقیه برنامه ها هم همش داره از لوزوم شرکت در انتخابات برای بی اثر ساختن توطئه دشمن میگن و بیشتر به تعداد نفرات شرکت کننده در انتخابات اهمیت داده میشه. اما چرا کسی به مردمی که با هزار مشکل عدیده دست و پنجه نرم میکنن اهمیت نمیده؟ چرا کسی نمیره با یه گدای تو خیابون مصاحبه کنه که عزیزم آیا شما در انتخابات شرکت میکنی؟ خواسته تو از نماینده مجلس چیه؟ نکنه اینها تو حساب دولت خدمتگذار نیستن؟ یا کسی به اونها اهمیت نمیده! چرا آقایون نمایندگان یه همایش برای این قشر بیچاره نمیذارن؟ حتماْ زشته براشون و یا شگون نداره باور کنید خیلی از اینا نمیدونن انتخابات چیه؟

مکه نه اینکه قرار بود فقر تو جامعه از بین بره ؟ پس چی شد؟ فقط شکلش عوض شد؟ این آقایون تنها چیزی که بهش فکر نمیکنن ریشه کنی فقره. جالب این هنرپیشه های سینما و تلوزیونن که فساد زندگی شخصیشون عالم گیر شده بعد میان ملت شریف و نجیب ایران رو نصیحت میکنن که در انتخابات شرکت کنید٬ چشم منتظر شما بودیم ببینیم چی میگید اطاعت کنیم.

حرفم به تمام اینهایی که  تو انتخابات کاندیدا هستن: آقایون تو هر خونه بیکار هست مردم برای اینکه به گدایی نیوفتن یا باید چند جا کار کنن و یا دزدی کنن پس تو رو اون خدایی که ادعای پرستشش رو میکنید به فکر این مردم باشید.

ترسم نرسی به مکه اعرابی    این راه که میروی به ترکستان است

حمید رضا مقسمی

|+| نوشته شده توسط حميد رضا مقسمی در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386  |
 رضای خدا در چیست؟

سریال سربداران رو که یادتون هست٬ با اینکه در زمان جنگ تحمیلی ساخته شده بود خیلی جذاب و پر بار بود. تو این سریال علی نصیریان نقش قاضی شارح قاضی و مفتی شهر باشتین بود. کارهای خیلی جالبی از این شخصیت تو سریال بود که نمیخوام بازش کنم اما اون یک بار کاری کرد از اون موقع که من بچه کوچیکی بودم تا حالا من رو به فکر فرو برده.

قاضی شارح در یک اقدام جنجالی فتوایی صادر کرد به این مضمون که: رضای خدا در رضای ایل خان است. وقتی بزرگان باشتین از اون خواستن که بگه برای چی همچین فتوایی داده قاضی شارح گفت: اگر ایلخان راضی نباشد خون مردم بی گناه را بر زمین خواهد ریخت و اگر راضی باشد خون مردم بر زمین نخواهد ریخت و خدا هم که خواهان خونریزی مردم بیگناه نیست پس اگر ایلخان راضی باشد خدا راضیست و اگر ایلخان راضی نباشد خدا هم راضی نیست به همین دلیل من فتوا میدهم که رضای خدا در رضای ایلخان است.

خوب به حرفهای قاضی شارح توجه کنید٬ راستی رضای خدا در چیست؟ صد البته که رضای خدا در رضای خان مغول و خونخوار نیست اما آیا خداوند در مواردی که ستمگری مانند ایلخانان را که مردم بی پناه را قتل عام میکردند بر مردم چیره بود رضایش در چه چیزی میتوانست باشد؟ مردم باید با ایلخان بی هیچ امیدی میجنگیدن و میمردن و یا با سکوت باید به حفظ نسل خود برای آینده میپرداختن؟

من حدیثی شنیدم که امام حسین (ع) در مکه خوابی میبیندد که در آن خواب رسول مکرم اسلام(ص) به ایشان میفرمایند: حسین به سمت کوفه برو که خدا میخواهد تو را در خون خود ببیند. در باره این حدیث بنده چون انسان مطلعی نیستم نظر نمیدهم ولی از خیلی ها شنیدم که در درک آن اظهار عجز میکردن و نمیفهمیدن خدا برای چی میخواسته امام حسین (ع) را در خون خود ببیند. آیا این بدان معنا نبوده که رضای خدا در رضای ایلخان نیست؟ آیا همه میتوانند در این زمینه به مقابله با ظلم بپردازند؟ یا حکم خدا در موارد مختلف تغیراتی دارد که فهم آن به عهده علماست؟

من انسان ساده چگونه باید بفهمم که رضای خدا در چیست؟ چه کس و یا کسانی باید حدود را در این زمینه مشخص و اعلام نمایند؟ آیا سکوت بعضی از علمای عراق در زمان صدام جنایتکار برای این نبوده که امروزه روزی که عراق از چاله صدام به چاه آمریکا افتاده و برادر کشی در این کشور به مرحله فاجعه رسیده را میدیدند؟ رفتار ما انسانها در چنین شرایطی چگونه باید باشد؟ 

من از این نوشته جز اینکه تا به حال در این مورد به نتیجهء درستی نرسیدم و میخواهم بدانم٬ منظور دیگری ندارم و از شما خواهش میکنم اگر در این زمینه اطلاعات درستی دارید من را راهنمایی کنید شاید به این سوال سالهای کودکی من پاسخی داده باشید.

من این پست را در چند تا از وبلاگهام میذارم .

موفق باشید                حمید رضا مقسمی

|+| نوشته شده توسط حميد رضا مقسمی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386  |
 سرت رو بالا بگیر

عزیزم سرت رو بالا بگیر تو نباید خجالت بکشی اون کسی که داره از خودن مال تو بالا میاره باید خجالت بکشه٬ عزیزم دردهای تو هم تموم میشه ولی روت سفیده که حق مردم رو گردنت نیست ولی حقت به گردن گردن کلفتای مال مردم خوره.

یه انتخابات دیگه تو راه بازم همشون اول شعارشون حمایت از تو و امثال توست ولی تو عملشون ...

قصه نخور عزیزم فردا مال توست و خدا تو قرآن فرموده که وارث زمین تو و امثال تو هستین و همه ما جامون تو درکه.

عزیزم سرت رو بالا بگیر و از نگاه مردم خجالت نکش به خدا ما باید خجالت بکشیم که انقدر عرضه نداریم بچه های ندار این جامعه مثلاْ اسلامی رو سر و سامون بدیم.

عزیزم سرت رو بالا بگیر  خدای تو که نمرده اون زنده س و داره تک تک این لحظه ها رو میبینه .

ببینم تویی که حاضر نیستی دیناری به این بدی و هر جا میرسی برای اینکه کار خودت رو توجیه کنی میگی: بابا اینا دروغ میگن و همشون مایه دارن٬ پس فردا که مردی با چه رویی انتظار داری ببخشنت و بری بهشت.

این دختر تو این سن و سال باید دنبال رویاهای سفیدش باشه نه اینکه تو خیابون گدایی کنه٬ کی قراره به وضع این رسیدگی شه؟ تو کدوم دوره مجلس قراره حرف این جدی زده بشه؟ کی قراره تو اجتماعات این مملکت شعار مرگبر فقر داده بشه؟ چه کسی باید این بچه بی نوا رو داد بزنه؟ کی قراره ویکتور هوگوی ایران کتاب بینوایان ایرانی رو بنویسه؟ کی قراره من و تو یاد بگیریم که  زشته که تو کشورمون این صحنه ها زیاد باشه؟

بیایید با کس دیگه ای کار نداشته باشیم و هر چی که از دستمون بر میاد برای نابودی فقر انجام بدیم.

 حمید رضا مقسمی

|+| نوشته شده توسط حميد رضا مقسمی در جمعه دهم اسفند 1386  |
 سریالهای تلوزیون
              

سریالهایی که تازگیها از تلوزیون پخش میشه از نظر من از چند سال قبل خیلی بهتر شده مخصوصاْ این چند تا سریالی رو که تله فیلم( سیما فیلم) ساخته و از همه جالب ترش سریال دکتر قریبه.

این سریال با بازی هنرمندانه بسیاری از هنرمندان توانای سینما و تلوزیون از جمله مهدی هاشمی٬ رضا کیانیان٬ مهران رجبی٬ رضا بابک و... بر اساس خاطرات مرحوم دکتر محمد قریب کار شده که در خور توجه و کم نظیره.

تو این سریال ایران یکقرن پیش به نمایش در اومده و مبارزه تجدد طلب ها و مردم ساده خیلی ماهرانه و جالب و دیدنیه٬ مبارزه بعضی از مردم برای اینکه بچه هاشون به جای مکتب به مدرسه نرن چون اونجا درس جغرافی داده میشه و موارد دیگه.

من داشتم فکر میکردم اگه صد سال دیگه ما به نمایش در اومدیم تو کدوم دسته حساب میشیم.

خدا کنه ازمون به بدی یاد نشه.

 حمید رضا مقسمی

|+| نوشته شده توسط حميد رضا مقسمی در چهارشنبه یکم اسفند 1386
 محمد رضا سرشار
                                

حتماْ میشناسیدش بله این آقا جناب محمدرضا سرشار معروف به رضا رهگذر گوینده قصه ظهر جمعه از رادیو است. صدای گرمش رو کمتر کسی تو ایران هست که نشناسه٬ البته مثل اینکه دیگه قصه ظهر جمعه رو نمیگه و ما تو تلوزیون ایشون رو گه گداری زیارت میکنیم.

پایین همین صفحه ازش نوشتم ولی دلم نیومد دوباره ازش چیزی ننویسم٬ من خودم استاد سرشار رو خیلی دوست دارم اما یه اتفاقاتی داره میوفته که میترسم محبوبیتش رو از دست بده٬ ایشون تو سایت رسمیشون اعلام کردن که میخوان بوف کور هدایت رو در یه کتاب دویست صفحه ای به نقد بکشن.

من میترسم نه برای هدایت بلکه برای سرشار٬ تازگیها خیلی تو ادبیات ایران نقد های بدی از هدایت شده مثل همون روزنامه ای که تو مطلب قبل نوشتم. من میترسم سرشار هم همون راه رو بره و به شهرتش لطمه بزنه.

راستی از سایتش بگم خیلی سیاسیه باورم نمیشد ایشون آدم سیاسی هم باشه که این به خودش مربوطه ولی اعتبارش رو خدشه دار میکنه٬ اگه اینا رو نشوشتم فقط بخاطر این هست که خیلی دوستش دارم.

امیدوارم استاد سرشار خودشون متوجه بشن تا مبادا روزگاری کارهای ایشون به نقد کشیده بشه.

به امید خدا

                          

هر کی بنده خداست       بگه یا خدا

حمید رضا مقسمی

|+| نوشته شده توسط حميد رضا مقسمی در چهارشنبه یکم اسفند 1386
 امتحانمون میکنن
                                  

روی صحبتم خدای ناکرده با همه نیست چون میدونم که اگه آدم خوب نباشه دنیا رو سرمون خراب میشه. روی صحبتم با اونهایی هم که میخورن و فکر میکنن مال پدرشونه هم نیست چون نمیخوام یاسین تو گوششون بخونم. روی صحبتم با شماست

بله با شما٬ شمایی که عین من تو کارهای خیر کاهل شدین! نمیدونم چرا مگه من و تو امت رسول خدا(ص) نیستیم؟ چقدر اون بزگوار و امامان برحقش از اهمیت کمک به فقرا گفتن و سفارش کردن٬ مگه من و شما از نسل پدران آریایی خود نیستسم که در اوج قدرت دست از حمایت نیازمندان برنمیداشتن.

هستیم ولی کاهل شدیم. دنیای اطراف ما رو پر از جنگ گرفته٬ جنگ کاپیتالیستها با سوسیالیستها٬ سفیدها با سیاهها٬ چپیها با راستیها٬ عربها با عجمها٬ قرمزها و آبیها٬ اما خیلی کمن آدمهایی که با دشمن اینا میجنگن

                                   

به خودت راست بگو تا حالا جقدر یه آدم فقیر پیشت اومده و تو گفتی: بابا اینا وضعشون از ما بهتره٬ فلانی دیده که یه گدا رو با بنز میبرن سر چهارراه و...

نمیدونم شاید یک درصد یا بیشترشون هم اینطور باشن که تو میگی اما بقیشون چی؟ تکلیفشون چیه؟

اونهایی که زمستان رویایی من و تو براشون فاجعه به حساب میاد و یا تابستون خاطره انگیز ما جهنمه براشون. تکلیفشون چیه؟ کی باید به دادشون برسه؟ به خدا برای جامعه ما این همه فقیر زشته٬ برای مردمی که تو اتحاد زبانزد هستن زشته.

ایکاش میشد افکار ملت ما رو به سوی مبارزه با فقر و بیکاری سوق داد. مردی که با هزار مشکل مالی مواجه هست چطور میشه ازش انتظار درست رفتار کردن رو داشت٬ خدا اون روز رو برای هیچ کس نیاره تو جامعه ما شهریه دانشگاه و یا هزینه درمان یه بیماری سخت راهت یه خانوادهء متوسط رو فقیر میکنه و یا حداقل به یه چالش بزرگ میاندازه.

            

بچه های کار که بی داد میکنن و یونیسف مرتب داره به کشورها هشدار میده ولی کو گوش شنوا٬ رسول رحمت حضرت محمد(ص) میفرمایند: اگر فقر از در وارد شود ایمان از در دیگر خارج میشود. همین کافیه که عمق فاجعه رو درک کنیم. من و تو اگه پول ته جیبمون رو کمک کنیم کلی از مشکلات حل میشه و این زیاد سخت نیست یه یا علی میخواد. مردی رو میشناسم که زیاد پولدار نیست اما دل بزرگی داره اون با چند نفر دیگه تقریباْ هر شب به فقرای محلشون کمک میکنن. یه روز بهم گفت: اگه این کار بین مردم عادت بشه و همه به فقرای محلشون کمک کنن فقیری روی زمین نمیمونه.

ای کاش فردا بر علیه فقر و نداری اعلام جنگ میشد و همه بسیج میشدن تا با این پدیدهء خانمان سوز جهاد کنن و ریشش رو بخشکونن.

      

اینها دارن به واسطه فقر مالیشون امتحان میشن و ما به واسطه نعمت خدادادی٬ کافیه یه لحظهفکر کنی اگه جای ما با اونها عوض بشه میتونیم زندکی کنیم یا نه؟ اون وقت که وقتی سر چهار راه اومدن شیشه ماشین رو پاک کنن با اخم بهشون تشر نمیزنیم٬ اون وقت که وقتی که فقیر رو دیدم راهمون رو کج نمیکنیم.

ما باید یادبگیریم که برای فرار از مسئولیتمون نسبت به قشر مستمند جامعه بهانه نیاریم.

                                      

به امید روزی که یه فقیر مالی و فکری در سطح عالم هستی نباشه.

به امید خدا               حمید رضا مقسمی

|+| نوشته شده توسط حميد رضا مقسمی در چهارشنبه یکم اسفند 1386  |
 
 
بالا
JavaScript Codes