تبليغاتX
شاهد عيني
دستنويس يه آدم ساده
 معضل مهاجران غیرقانونی
         

نمیدونم چقدر از وضعیت مهاجران خارجی تو کشور با خبرید؟ داره آمار این مهاجرتها به ایران روز به روز بیشتر میشه و تعجب من از بی تفاوتی مسئولان کشوره که براشون زیاد جدی نیست! قبلاْ ما فقط تو کشورمون پذیرای افغانها بودیم که میگفتن در کشورشون جنگه٬ حالا که جنگ تو کشور اونها به پایان رسیده نرفتن که هیچ!!! تعداد زیادی مهاجر از دیگر کشورها مانند پاکستان و عراق به این کشور سرازیر شدن. متاسفم از این همه بی مسئولیتی! الان با وجود این همه بی کار چرا نباید جلوی این مهاجرتهای غیر قانونی گرفته بشه؟ چرا این عزیزان به خانه خود باز نمیگردن؟ مگه ما هشت سال جنگ نداشتیم از ایران کسی به پاکستان رفته؟

جالب اینجاست که برای خودشون اقدام به خریدن منزل در قسمتهایی از شهرها و استانهای مختلف میکنن و اونجا رو محل رفت و آمد و زندگی خودشون کرده ماکتی کوچک از جامعه خودشون تو مملکت ما میسازن! مانند دولت آباد ری که پر از عراقیه و همه عربی صحبت میکنن حتی در اتوبوس!!!! اگر جلوی این قضیه گرفته نشه تا چند سال آینده ما با یه فاجعه رو به رو خواهیم شد و اون وقت باید برای بیرون کردن اینها مانند فلسطینی ها بجنگیم. ای کاش مسئولان فکری میکردن تا هر چه سریعتر این مشکل حل بشه و تبدیل به یه معضل ناجور نشه٬ این برادران و خواهران گرامی دارن با پسرها و دخترهای این کشور ازدواج میکنن و فردا روز باید فکر این همه بدبختی بچه هایی باشین که معلوم نیست ملیت کجایی دارن؟

منطقه کن در نزدیکی منزل ماست چون باغ زیاده اینها چندین خانواده یه باغ رو اجاره میکنن و میرن توش زندگی میکنن نمیدونید چه وضعی داره  و دارن با بی بهداشتی کامل زندگی میکنن از این مناطق تو کشور زیاد شده و اونها جوامع کوچیکی در داخل کشور ما درست کردن که کاملاْ از ما جداست در مواقع انتخابات در افغانستان شما اگر به کن بروید باورتان نمیشود که ایران است  و همه در حال تبلیغات برای نامزدان افغانی هستند!!! متاسفم. کی باید جلوی این مسائل گرفته بشود معلوم نیست؟ مردم کشورهای دیگر اگر به همین منوال بخواهند به ایران بیایند و نروند ما در آینده باید پذیرای جمعیتی بیشتر از جمعیت خودمون از مهاجرین باشیم. در اندک برخوردی که از سوی مسئولین میشود نهادهای بین المللی بلافاصله اعتراض کرده و با فشارهای ریز و درشت خود به کشورمان مانع این کار میشوند٬ و این کار را غیر انسانی میخوانند! ولی در برابر مشکلات ناشی از حظور این عزیزان در کشورمان همین نهادهای بین المللی به هیچ وجه پاسخ گو نمیباشند.

             پناهجویان افغانییک کمپ پناهجویان افغانی

فقط و فقط خروج این عزیزان از کشور هم کافی نیست زیرا دوباره باز میگردند ما باید در فکر این باشیم که بعد از خروج از کشور کاری کنیم تا راهای ورود غیر قانونی اطباع دیگر کشورها به ایران مسدود شود٬ فکر نمیکنم حراست از مرزها آن هم در زمان صلح کار زیاد سختی باشد ما کشوری هستیم که در هشت سال جنگ ارتش تا دندان مسلحی را در پشت مرزها نگه داشته ایم و باید جلوی این مهاجران را هم بتوانیم بگیریم زیرا که کشورهای این عزیزان در آرامش نسبی قرار دارد و فردا روز اگر تعدادشان زیاد باشد مسئولین کشورشان هم از قبولشان خود داری میکنند. هیچ کشوری مانند ایران پذیرای این همه مهاجر قانونی و غیر قانونی نیست چرا باید با یک مجرم ایرانی سخت برخورد شود ولی با این همه مجرم خارجی کوچکترین برخوردی صورت نپذیرد؟

کم کاریهای نیروی انتظامی بیشترین سهم را در این مسئله دارد اگر نیروی محترم انتظامی همانگونه که با مجرمین وطنی برخورد مینمود با این مجرمین برخورد میکرد وضعیت اینچنین نبود٬ باز هم دیر نست با یک برخورد قاطع و یک ابلاغ جدی و سراسری برای معرفی این اشخاص و استرداد آنها به سرزمین ابا و اجدادی خود میتواند این مشکل را تا حادتر نشده برطرف کند. جناب مسئول ذیربط اگر فردا اینها تعدادشان از مردم کشور بیشتر شد و ما برای بیرون کردنشان مجبور به جنگ شدیم چه؟ نسل امروز فلسطین چقدر نسل دیروز و سهل انگار خود را لعنت میکند؟ از کجا معلوم فردای ایران مانند امروز فلسطین نشود؟  پس تا دیر نشده همت کنید این عزیزان را به خانه خود باز گردانید.

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در پنجشنبه دوم خرداد 1387  |
 وزارت رفاه: اعلام خط فقر سیاه نمایی مراکز وابسته به صهیونیسم است!!!!!!!!!!!!!!!
                    

ملت ایران عادت کرده اند تا مشکلی در سطح جامعه پدیدار میشود بلافاطله از سوی مسئولینی که مسبب آن مشکل بوده اند به جای عذرخواهی و یا راهکاری برای حل معضل به وجود آمده بشنوند که مشکلات را دشمنان و ایادی استکبار جهانی به وجود آورده اند و نباید با عنوان کردن آن در سطح جامعه دل دشمن را شاد و خدای ناکرده خدا را از خود خشمگین سازیم٬ این گونه پرتاب کردن توپ به زمین حریف در هیچ جای دنیا مثل ایران نیست و من تا به حال مسئولی را ندیده ام که برای مشکلاتی که دستگاه ذیربطش به وجود آورده عذر خواهی کند و همیشه این دشمن خونخوار ملت هست تا تمام مشکلات به وجود آمده را به گردنش انداخت. خدا برکت بدهد به این دشمن که همچون سپری استوار در جلوی مسئولین ما ایستاده و انتقاد ها را به خود میگیرد. و اما وزارت محترم رفاه

در همشهری دیروز چهارشنبه صفحه بیست و یکم مطلب دردناکی به چاپ رسیده بود که دل هر انسان خردمندی را به درد می آورد٬ وزارت رفاه و تامین اجتماعی اعلام خط فقر ۴۰۰ هزار تومانی برای کشور و ۷۸۰ هزار تومانی برای شهر تهران در سال جاری که از سوی کارشناسان و اقتصاد دانان تعیین شده بود را سیاه نمایی مراکز وابسته به صهیونیستها و دستور کار نهادهای بین المللی قلمداد کردو ... این مطلب را حتماْ بخوانید که در نوع خود بی نظیر است که مسئولین یک وزارت خانه کم کاریهای خود را اینگونه توجیح کنند و اندک کسانی را که حقیقت را بیان می دارند  وابسته به صهیونیسم عنوان کند. این برای یک کشور فاجعه است که هیچ مسئولی حاضر به پذیرفتن نا کارآمدی دستگاه ذیربطش نیست و هر مشکلی را اینگونه از سر خود باز میکنند.

جناب آقای مصری وزیر محترم رفاه و تامین اجتماعی نمی بینند این همه فقر و تورم را؟ ایشان و همکارانشان نمیبینند که مردان سرپرست خانواده برای تامین زندگی مجبورند چند جا کار کنند؟ ایشان نمیبینند که قیمت  گوشت و برنج سر به فلک کشیده و به دنبال آن قیمت دیگر کالاها هم همینطور بالا می رود؟ جناب مصری نمیبینند که بسیاری از زنان برای تامین زندگی همراه با همسرانشان مشغول فعالیت اقتصادی هستند؟ ایشان در سر چهارراه ها نمیبینند این همه کودک نیازمند را که برای لقمه نانی تکدی گری و دست فروشی میکنند؟ ایشان این همه جوان بیکار را نمیبینند که در ایام جوانی که بهترین روزها برای فعالیت است را به الافی میگذرانند و سربار خانواده و اجتماع هستند؟ جناب مصری نمیبینند که دختران خانواده های نیازمند در آن سوی خلیج به فروش میرسند؟ جناب مصری نمیبینند که فقر همچون ابری سیاه بر آسمان ایران سایه افکنده؟ جناب مصری نمیبینند که در ادارات دولتی کارمندان برای رفع نیازهای مالی خود دیگر به کلمه بیت المال اهمیت نمیدهند و مال خود را با بیت المال یکی کرده اند واین یعنی فاجعه؟ جناب مصری نمیشنوند صدای شکستن کمر قشر آسیب پذیر در یزر فشار تورم؟ جناب مصری خدا را میشناسند؟ الله اکبر

    

ای بینوایان شما دیگر حمایت کننده ای نخواهید داشت جز خدا و کسی که حجت خداست زیرا که یاری کننده و فریاد زننده مظلومیت شما متهم به رابطه با صهیونیسم است٬ تا به حال شما را شیاد میخواندند و میگفتند که شما دروغ میگویید و بینوا نیستید و در رسانه ها با برنامه های طنز و جدی شما را دروغ گو خطاب میکردند تا آن سکه سیاه را هم نداشته باشید و امروز معدود کسانی را که هشدار میدهند مواظب به وجود نیامدن فقرای بیشتر باشیم طرفدار و وابسته صهیونیسم میخوانند! شما دیگر از همه طرف محاصره شده اید دشمنت مواظبت میکند تا اندک یاری به سمت شما نرسد٬ عزیزانم اینها از شاهد عینی غافلند و او را نمیشناسند٬ او هست عزیزم و خدا او را برای تو نگه داشته تا تو تنها نباشی٬ اوست که شاهد است بر ما و اعمال ما و برای تو او از همه بهتر است ای نازنینم٬  خدا برای تو این دنیا را نخواسته تو را جای بهتریست در نزد او این دنیا را به دنیا پرستان بسپار و خود را به خدا٬ عزیزم  فردا روزی محاکمه ای هست که رئیس محکمه آن خداست و تو در جای مظلومی و مصری و من در جای ظالم خدا داد تو را از من و مصری خواهد گرفت و ما را به سبب کمک نکردن و زدن تهمت به کمک کننده محاکمه خواهد کرد و من مطمئنم که جای من مصری و مصری ها در جهنم است و تو در جنت برین. آن روز روز توست و من شرمنده ام که توانی ندارم که تو را در این دنیا یاری کنم.

اللهم عجل الولیک الفرج

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387  |
 فاجعه برای نیازمندان در راه است
قیمت های کالاهای اساسی سر به فلک کشیده و هیچ مقامی در کشور حاضر به پذیرفتن مسئولیت آن نیست و رئیس جمهور آن را به مافیای اقتصادی مربوط میداند ایشان در سخنرانی که در قم ایراد فرمودند از این مافیا حرفها زدند ولی دریغ از یک اسم خشک و خالی٬  مردم هم که عادت کرده اند توجهی ننمودند ولی این عادت ها تا کجا ادامه دارد؟ آیا مسئولان نمیتوانند جلوی تورم و بی کاری را که در حال نابودی اساس و بنیان کشور است بگیرند؟ اگر نمیتوانند پس چرا کار را به کار دان نمیدهند؟ و اگر میتوانند چرا انجام نمیدهند؟

         

قیمتها سرسام آور بالا رفته به گونه ای که قدرت خرید گوشت و برنج از خیلی از مردم کشور گرفته شده آقایان نه کاری میکنند و نه نامی از مفسدان اقتصادی میبرند مردم مظلوم ایران هم میسوزند و دم نمیزنند٬ آیا در میان این همه مرد سیاسی کسی را نمیتوان یافت که بتواند جلوی تورم را بگیرد؟ چرا قیمت گوشت و برنج سر به فلک کشیده؟ قیمت نفت که به بیش از صد دلار برای یک بشکه شده و این باید رفاه را برای جامعه به ارمغان بیاورد ولی برعکس شده٬ من و جنابعالی شاید بتوانیم از این بحران مانند دیگر بحرانها تن سالم به در بریم ولی مردم زیر خط فقر چطور؟ آنها که در آمدشان از راه زباله گردی تامین میشود چطور؟ آیا کودکان نیازمند بدون برنج و گوشت میتوانند رشد داشته باشند؟ آیا در آمد ناشی از تکدی گری متکدیان این کشور میتواند برای آنها کافی باشد؟ دیگر ته بشقاب شما برنجی میماند تا آن را به فقرا بدهید؟ رئیس جمهور محترم آیا روزی شده نیازمندی را ببیند و از او بپرسد که از کی تا به حال گوشت و برنج نخورده؟ آیا میشود با شعارهای زیبای ضد امپریالیستی شکم این همه بدبخت بی نوا را سیر کرد؟ شما کسی را دیده اید که شعار بخورد؟ رئیس جمهور گوشت نمیخورد؟

من شنیدم از جناب حداد عادل خبرنگاری سوال کرده: آیا شما میدانید قیمت گوشت چقدر است؟ ایشان پاسخ دادند: از قصابها بپرسید قیمت گوشت چقدر است. آقای حداد عادل ملت ایران را به مسخره میگیرید؟ باید هم به مسخره بگیرید٬ شما باید هم ندانید که قیمت گوشت و برنج چقدر است٬ جنابعالی که رئیس مجلس نیستید حتماْ قصابها رئیس مجلس هستند و ما خبر نداریم؟ شما که دقدقه ای ندارید از بابت تامین کالای اساسی معلوم هم هست که نباید بدانید٬ چگونه است که ما باید در انتخابات به شما رای بدیم ولی پاسخ وضع فاجعه تورم را از قصابها بگیریم؟ شما تا کی میخواهید نبینید فلاکت طبقه زیر خط فقر را؟ شما تا کی نمیخواهید ببینید دختران روسپی را؟ شما تا کی نمیبینید سر چهار راه ها کودکان فقیر دنبال لقمه ای نان هستند؟ شما تا کی نمیخواهید برای فقرای بدبخت ایران کاری بکنید؟ بوش را مسخره نکنید که نگذاشت لایحه بیمه کودکان نیازمند تصویب شود اگر بگردید چیزهای زیادی در دور و ور خود میابید که اگر بخواهید به آنها بپردازید دیگر بوش را فراموش خواهید کرد.

    پابرهنه ها

مگر نه این که انقلاب انقلاب مستضعفان بود؟ مگر نه این که قرار بود انقلاب ما امید مستضعفین عالم شود؟ چه شد آن شعارها؟ این پابرهن ها دل به کدامین وعده خوش کنند؟ چرا در سیما با برنامه های خود فقرا را به مسخره میگیرید و آنها را شیاد خطاب میکنید؟ گیرم یک به صد آنها شیاد باشند یه سکه صد ریالی از ما کلاه برداری میکنند و ما آنها را میبخشیم چرا از خودتان برنامه ای نمیسازید که صد میلیارد برایتان کم است و ما شما را نخواهیم بخشید٬ انصافاْ متکدیان شیاد هستند یا شما؟ چرا تیر آهن را در چشم خود نمیبینید ولی خار را در چشم دیگران میبینید؟ خوردن مال این بدبختان بینوا را تا کی میخواهد ادامه دهید؟ چرا با این همه در آمد نفتی و غیر نفتی قشر نیازمند جامعه را سرسامان نمیدهید؟

 علی بن ابی طالب کجایی؟ سر از خاک بیرون آور تا ببینی چه کسانی نام مقدست را بر خود نهاده اند٬ علی جان به خدا شیعیانت در رنج و عذابند٬ علی جان کاسه صبر خدا کی لبریز میشود تا منتقم خون حسین(ع) فریاد انا المهدی سر دهد؟ کجایی علی جان؟ بیا ببین به نامت فقرا را مسخره میکنند٬ تو مگر از مسکین و یتیم و اسیر پرسیدی که دروغ میگویند یا نه؟ اینها برای صدقه ما هم نقشه کشیده اند مولا جان؟ علی جان خیابان های طهران مرا یاد ماتمکده شام می اندازد آقا؟  علی جان قسمت میدهم به خون شهید کربلا مردم بینوای ما را دریاب. مهدی جان ای شاهد هر جایی تا کی نگاه میکنی مولا؟ آقا دوریت ما را کشت بیا٬ تو راقسم میدم به پهلوی شکسته زهرا بیا٬ آقا اهل ظلم بر ما سخت گرفته اند بیا٬ مهدی جان ای شاهد هر جایی میبینی دخترانمان تن فروش شده اند؟ میبینی مولا جان؟ میبینی جوانان ما بیکار و دزد شده اند و افتخار دولت دستگیری و مجازات آنهاست؟ پس تو کجایییییییییی؟ خدایا رحم کن بر ما که فقط تو را داریم و دادرس را به دادمان برسان.

یارب به چه کس گفتا این نکته که در عالم

                                   رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی

اللهم عجل الولیک الفرج

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در جمعه بیستم اردیبهشت 1387  |
 در سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات را گل بگیرید
 

چندي پيش مصاحبه اي از رئيس محترم نيروي انتظامي كل كشور در سانه ها پخش شد كه در نوع خود بسيار جالب بود خبرنگار از ايشان سوال كرد: ميزان كل مبلغ سرقت هاي مختلف كشور در طول يكسال چقدر است و نيروي محترم انتظامي چقدر در كشف اموال مسروقه موفق بوده؟ فرمانده نيروي انتظامي در پاسخ گفت: ميزان كل سرقتهاي كل كشور اعم از كيف قاپي، سرقت اموال منزل، سرقت اتومبيل و موتور سيكلت، زورگيري، كلاهبرداري و ... كه در حيطه وظايف نيروي انتظامي است در يك سال مبلغي در حدود هفتاد ميليارد تومان است كه تقرباً تمام آن كشف و به دست صاحبانشان بازگردانده میشود ولي در يك روز و توسط يك نفر كارمند بانك همين مقدار پول (هفتاد ميليارد تومان) اختلاص ميشود كه آن در وظيفه نيروي انتظامي نيست. شناسايي و دستگيري و جلوگيري از غارت اموال بيت المال در كشور به عهده كدامين نهاد دولتيست؟ چرا آن نهاد ها به وظايف خود درست عمل نميكنند؟ چرا بايد يك نفر آدم به ظاهر متشخص در اين كشور به اندازه كل دزدهاي حرفه اي دزدي كند ولي نه گرفتار شود و نه مال ربوده شده به بيت المال باز گردد؟

در وزارت خانه ها و نهاد ها و ادرات دولتي كه مخارجشان از صندوق بيت المال تامين ميشود دزدي اموال عمومي به طور زننده اي صورت ميپذيرد و اين آقايان دزد كت شلواري هيچ كس را در مقابل خود نميبينند تا از او كمي شرم كنند، ذيحسابها و حسابدارهاي محترم اين ادارات تبديل به حساب ساز شده اند و به جاي آن كه مواظب دخل و تصرف نامشروع در اموال بيت المال باشند دست به عمليات هاي شيطاني ميزنند تا از هزاران راه ناشايست كه خود بلدند بر اين دزدي ها سرپوش قانوني گذارند، وقتي كسي در اداره اي دولتي كارپرداز ميشود همه به او تبريك ميگويند!!! وقتي براي خريد به بازار ميروند تجار محترم يا فاكتور خالي به آنها ميدهند و يا موقع نوشتن مبلغ فاكتور از كارپرداز سوال ميكنند كه چقدر بنويسم!!! اداره ماليات بردرآمد نيز كه تازگي سري در ميان سرها در آورده فقط در حال چاپيدن طبقه كارمند است چون فيش حقوقي كارمند در دست خودشان است اما مال مردم خوران گردن كلفت با هزار جور زد و بند و راه قانوني معاف از پرداخت ماليات ميشوند، در رسانه ها تبليغ ميشود كه در دول پيشرفته خارجي هزينه هاي دولت خود را از پرداخت ماليات بر در آمد مردمشان تامين میکنند بله همينطور است ولي در همان كشورها اگر شما در زمين خود نفت و يا طلا بيابيد مال خودتان است و فقط بايد ماليات آن را بدهيد در كشور ما با اين همه ثروت خدادادي كه ملي اعلام شده  باز هم ماليات ميگيريد و آن هم فقط از قشر آسيب پذير و خدماتي را كه بايد ارائه دهيد مانند آموزش و درمان رايگان که در قانون اساسي است ارائه نميدهيد.

در بانكهاي كشور كه تبديل به ام الفساد شده اند را همه شما بهتر از من ميدانيد چه خبر است، من به مديران و كارمندان ارشد كاري ندارم چون همه آنها را ميشناسند يك كارمند سطح پايين بانك بعد از چند سال كار خود و خانواده دور و نزديك و دوستان و آشنايانش را صاحب خانه و ماشين و ... ميكند در صورتي كه يه كارمند زحمت كش اداره آموزش و پرورش با همان مدرك و سابقه كار بايد براي پر كردن شكم خانواده خود كلاس خصوصي بگيرد چرا بايد اينگون باشد؟چه نهاد و يا نهاد هايي مسئول مبارزه با اين وضعيت وحشتناكهستند؟ آن هم در كشوري كه ادعاي اسلام را ميكند!!!!!!!!!!!!!!

بزرگترين نهاد هاي مبازره با اين امر سازمان بازرسي كل كشور و ديوان محاسبات است كه متاسفانه نتوانسته اند كار خود را به درستي انجام دهند، اين دو نهاد كشوري براي اين وضعيت نابسامان غارت بيت المال چه پاسخي دارند تا به مردم بدهند؟ البته كه نبايد به مردم پاسخ داد فقط بايد به مسئولين رده بالاتر از خود پاسخ بدهند آنها هم همان پاسخي را به مسئولين رده بالاي مملكت ميدهند كه غارت گران اموال بيت المال به آنها ميدهند و اين چرخه به نفع  مختلصين و رانتخواران و غارت گران اموال بيت المال و به ضرر قشر بدبخت و آسيب پذير اين مملكت كه بيت المال متعلق به آنها هم هست ادامه دارد. پس وقتي اين دو نهاد كشوري كاري را نميتوانند بكنند بهتر نيست درشان را گل بگيرند تا حد اقل پول يامفت به اين بي عرضه ها داده نشود؟ اينها تا كي ميخواهند بر اين غارت بي سابقه اموال مردمي سرپوش بگذارند؟ چرا دستگيري  يك دزد عادي كه كيف پولي را ميزند كه چند هزار تومان بيش در آن نيست در سيما به  نمايش در ميآيد ولي همان رسانه ملي از بردن نام مال مردم خورها و حاميانشان با سرپوش مسخره نبردن آبروی مسلمانان  امتناع ميكند؟ اینها مسلمانند؟ فکر آبروی دزد را میکنید؟ آقايان دست همه شما براي مردم رو شده پس بهتر است در سازمان بازرسي كل كشور و ديوان محاسبات را گل بگيريد و خيالتان از مردم راحت باشد چون آنها عادت كرده اند.

 

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387  |
 سریال شهریار

یکی دیگر از کارهای زیبا و جدید سیما فیلم(تله فیلم) سریال شهریار است که بر اساس زندگی نامه استاد شهریار شاعر بلند آوازهء تبریزی ساخته شده٬ کارگردان این سریال کمال تبریزیست که با کمک گروهش کاری زیبا را پدید آورده اند بخصوص در چهره پردازی و انتخاب بازیگر. ولی این سریال ضعف بسیار وحشتناکی دارد که نمیشود از آن گذشت

ضعف بزرگ این سریال توهین به مشاهیر ادب ایران از جمله عارف قزوینی و ایرج میرزاست٬ بنده به شخصه معتقدم استاد شهریار در زندگی نامه خود همچین حرفهایی را نزده و کمال تبریزی یا دیدگاه خود را اینگونه نمایش داده و یا دیدگاه عده ای خاص را به تصویر کشیده٬ نسبت لودگی به مردی مانند ایرج میرزا و هوس باز نشان دادن عارف قزوینی کار نادرست و غیر اخلاقیست و نباید به ذهن مردم این اراجیف را خوراند.

گفته میشود که ایرج میرزا با اینکه شعرهایش کمی طنزآلود بوده که آن زمان اصلاْ اینگونه ادبیات شعری رواج نداشته ولی خود آدم بسیار جدی و با وقاری بوده و در محفلی وقتی ملک الشعرای بهار با او شوخی میکند ایشان آزرده خاطر گشته و به جناب ملک الشعرا خرده میگیرند و میگویند: اگر اشعار من حالت طنز دارد دلیل نمیشود که من را شوخ طبع بدانید.

حتی در قسمتی استاد شهریار به دیدن نیما یوشیج میروند و نیما یوشیج نامه درخواست شرف یابی استاد شهریار را پاره کرده و ایشان را بی محل میکند٬ نمیدانم منبع این سریال کجاست که خیلی جالب از یک شخصیت مردمی برای اهدافی خاص استفاده میشود استاد شهریار سالهاست که به رحمت ایزدی رفته و درست نیست از ایشان استفاده سیاسی شود.

   

در مورد مسائل سیاسی هم که چیزی نگویم بهتر است جناب تبریزی مانند نام مبارکشان از این سریال کمال استفاده را برده تا چیزی را که خود و یا دوستان سرشناسش میپسنند به عنوان ایده استاد شهریار به خورد ملت دهد٬ متاسفانه از جریان عشق ناکام استاد که او را به سمت ادب کشاند و نامورش کرد خیلی کم و به صورت کاملاْ سیاسی استفاده شد

من یک سوال از کمال تبریزی دارم: اگر الان حکومت پهلوی بر مسند قدرت بود و از شما میخواستند که سریالی از یکی از ادبای نامی معاصر (به طور مثال همین جناب عارف قزوینی یا ایرج میرزا) بسازید جنابعالی شخصیت استاد شهریار را در این سریال چگونه به تصویر میکشیدید؟ از چیزی که من از کمال تبریزی دیدم  مطمئنم شخصیت شهریار  در این سریال جوانی بود هوس باز که دنبال نوامیس مردم راه می افتاده و ...

                              

جناب آقای کمال تبریزی شما نباید به نام استاد شهریار حرفهای خود را میزدی ما مطمئنیم روح آن بزرگوار از کار شما ناراحت است و شما باید در برابر مردم پاسخ گو باشید.

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387  |
 سنگر مبارزه با استکبار جهانی
خوب به این عکس نگاه کنید٬ به نظر شما این بچه در حال چه کاریست؟ در نظر اول او در حال دست فروشی در کنار خیابان  دیده میشود  یک شغل کاذب و مضر برای اجتماع. این کودک برای چی در کارتن پناه گرفته؟ برای چی کار میکند؟ چرا درس نمیخواند؟

             

نه دوستان من این کودک در سنگر کوچک خود برای زنده ماندن با استکبار میجنگد٬ او در این کارتن پناه گرفته  تا سرما او را مریض نکند چون بیمه ندارد و پولی هم ندارد تا برای درمان خود بپردازد٬ او محتاج است و باید برای زنده ماندن بجنگد و خود گلیم خود را از آب بیرون بکشد و گرنه كسي را ندارد تا حمايتش كند و اگر سنگر نگيرد بزودي از پا درخواهد آمد.

سنگر او نه خاکیست و نه سیمانی و نه بتونی و ضد زلزله و ضد اتمی هم نیست چون احتیاجی ندارد او خدا را دارد و نیک مردمی چون تو را که به او کمک میکنید٬ سنگر او به هیچ شعاری مزین نگشته و حرفی ندارد که بر آن بنویسد٬ سنگرش بلند گویی ندارد تا تبلیغ کند و شعارهایش را به گوش ملل جهان برساند٬ این سنگر خالی از هر ریاست زیرا که پشت سنگرش را میتوان دید و چیزی ندارد تا در پشت سنگر پنهان نماید٬ سنگر پشت جبهه قوی ندارد و پشت جبهه جنگ من و او تو هستیم تا با کمک به او در مبارزه اش برای زنده ماندن پیروزش کنیم٬ پرچمی ندارد تا به وسیله آن موضع خود را اعلام کند و پرچمش لباس مندرس به تنش است که متعلق به تمام مستضعفین جهان است و آنها با این پرچم در تمامی جهان شناخته میشوند.

چه کسی به این سنگر حمله میکند؟ ناو هواپیمابر آمریکایی؟  تانک مرکاوای اسراییلی؟ هواپیمای هری یر انگلیسی؟  تانکهای تي ۷۲ روسی؟  و یا هواپیماهای میراژ فرانسوی؟ توپهای اتریشی؟ و یا بمب شیمیایی آلمانی؟ کدام یکی به این سنگر حمله ور میشوند تا سرباز آن را نابود سازند؟ کدام وسیله جنگی بر علیه این سنگر کوچک مورد استفاده قرار خواهد گرفت؟ با کدامین تاکتیک پیچیده جنگی به این سنگر حمله خواهد شد؟  مدالی که به فاتح این سنگر داده خواهد شد چیست؟ صلیب شوالیه؟ صلیب سلحشور؟ لژیون دونور؟ سردار قادسیه؟ و یا...

نه دوستان من اولین دشمن این سنگر نه بمب و نه موشک و نه تفنگ است٬ اولین دشمن این سنگر کالاهای بنجل چینیست٬ بله اولین مشکلی که به دنبالش فقر میآورد بی کاریست و بی کاری روز افزون در جامعه ما به دلیل واردات بی رویه کالاهای بنجل چینی ست که باعث نابودی زیر بنای اقتصادی کشور ما شده و تمام کارخانه ها و کارگاه های کوچک و بزرگ را ورشکست کرده است. وارد کننده این کالاها آگاهانه در پی نابودی صاحب سنگر است و به خون سرش تشنه و با کارهای خود در حال فریاد زدن بر سر صاحب سنگر است که: میخواهم تو نباشی

به خاطر خدا خوب به چشمان صاحب سنگر نگاه کنید او با نگاهش از شما كمك ميخواهد تا در برابر اين حمله ناجوانمردانه دشمن خونخوار و تا دندان مسلح ياريش كنيد٬ او با نگاهش از ما ميخواهد تا اگر كمكي از دستمان بر نميآيد تا ياريش كنيم حداقل به دشمن او ياري نرسانيم و سياهي لشكر سپاه ابليس نشويم٬ او با نگاهش خود را تبليغ ميكند چون كسي براي او در تلويزيون و ماهواره تبليغ نميكند٬ او با نگاهش ما را به سويش ميخواند تا در جبهه او نام نويسي كنيم و برايمان سرود حماسي ميخواند٬ او با نگاهش به ياد ما مي آورد كه در تمام كتابهاي آسماني وعده پيروزي او بر سرداران مدال دار داده شده٬ او با نگاهش به ما ميگويد كه اسم اهل بيت(ع) را به دروغ مي آوريم و اگر ما پيرو آن بزرگواران بوديم او مجبور نبود در برابر كفر به تنهايي سنگر بگيرد٬ او با نگاهش از ما خواهش ميكند  ياريش كنيم تا زنده بماند و زندگي كند.

دوست من حال به عهده توست كه او را ياري كني و يا با خريد كالاهاي بنجل چيني به دشمنش كمك كني؟ بيا به نگاهش پاسخ دهيم به خدا قسم كه او جز خدا و نگاهش چيزي ندارد. 

 

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387  |
 اعتیاد و تاثیر مستقیمش بر فقر
    

اعتیاد این بلای خانمانسوز آثار زیانباری دارد که هیچ کارشناس و یا کارشناسانی نتوانسته اند راه حلی برای مشکلات ناشی از آن برای جامعه و شخص پیدا کنند. سالهاست که مستقیم و با واسطه با این پدیده مبارزه میشود ولی دریغ که هر روز به تعداد معتادان ایران و جهان افزوده میشود.

در کشور ما هم هر جور مبارزه ای که شد جواب نداد٬ روزی معتاد قاتل خود و جامعه محسوب میشد و او را میکشتند روزی معتاد یک بیمار بود و او را پاس میداشته و از درمانش صحبت میکردند و حال معتاد یک مجرم است و باید زندانی شود. هر کاری که باید شده ولی تاثیری نداشته است.

معتاد به مواد مخدر و یا هر چیز دیگری مانند الکل که در کشور ما از اینگونه افراد کمتر دیده میشود آسیب های فراوانی به جامعه میزند که نیاز به کار کارشناسی اساسی دارد٬ ولی یکی از این مشکلات که معتاد نه فقط برای خود بلکه برای خانواده خود درست میکند فقر است. اعتیاد خرج زیادی دارد و اگر شخص معتاد آدم متوسطی هم باشد از پس این خرج گزاف بر نمی آید و ناچار به سراغ خانواده رفته و برای خرج و مخارج آنان ایجاد اشکال میکند٬ او اگر سرپرست خانواده باشد پول خرجی خانواده را نداده و برای مصرفش کنار میگذارد و اگر فرزند خانواده باشد والدین را برای دادن پول تحت فشار میگذارد و به این ترتیب خانواده را دچار بحران مالی میکند.

بسیاری از خانواده های زیر خط فقر در درون خود یک یا چند معتاد دارند و اگر کمکی از سوی مردم و یا دولت به این خانواده ها شود بیشتر برای تهیه مواد به کار میرود و این خود از اساسی ترین مشکلات این خانواده هاست. بسیاری از این معتادان کار خود را هم از دست میدهند و این نیز بر ایجاد فقر تاثیر مستقیمی دارد و اگر شخص معتاد در این مواقع سرپرست خانواده باشد همسر و کودکان این خانواده بجای پدری که تامین کننده نیاز مالیشان باشد با پدری مواجه میشوند که خود نیاز شدید به پول داشته و منبع درآمدی ندارد. اینگونه است که ما با پدیده کودکان کار و زنان روسپی در سطح جامعه مواجه میشویم.

  

یکی از دلایل زیاد بودن تعداد خانواده های زیر سطح فقر در جامعه ما همین مشکل اعتیاد است و برای مبارزه با فقر مبارزه با اعتیاد لازم است٬ کشور ما با وجود داشتن مرز طویل با کشورهای افغانستان و پاکستان که تولید کننده عمده مواد مخدر در جهان هستند بیشترین ضربه را از این پدیده شوم خورده و ما هر روز بیشتر و بیشتر شاهد مشکلات ناشی از آن هستیم.

مسئولان باید بدانند که اگر با یک شخص معتاد و یا قاچاقچی مواد مخدر برخورد قاطع نکنند باید شاهد هزاران مشکل دیگر که از این پدیده خانمانسوز ناشی میشود مانند کودکان کار٬ زنان سرپرست خانواده٬ فحشا٬ عدم تحصیل کودکان٬ عدم بهداشت٬ عدم سلامت فکر و روان در سطح جامعه باشند و با آنان مبارزه کنند.

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387  |
 عید این کیه؟
سال نوی من و تو داره میاد و تقریباْ رسیده که توش خونه تکونی میکنیم و لباس نو میخریم و بعضی از وسایل خونه رو نو میکنیم ٬ قشنگترین قسمتش هم خرید میوه و شرینی و آجیل و دید و بازدید از اقوامه٬ شبکه های تلوزیون و شبکه های فارسی ماهواره هم که سنگ تموم میذارن تا اوقات تعطیلی حسابی بهمون خوش بگذره اما سال نوی این کیه؟

              

برای این سال نو کیه؟ این کی باید سال نو رو جشن بگیره؟ کی میتونه مثل بقیه باشه و زندگی کنه؟ اصلاْ اجازه داره زندگی کنه؟ اجازه میدن که بتونه نفس بکشه؟ یا تورم و بی کاری و... نفسش رو میبره؟ اصلاْ این کیه؟ چرا نمیره خونش بگیره بخوابه؟ اهل ایرانه؟ نه بابا افغانیه این ایرانی نیست! چقدر بد که آبروش رو کف دستش میگیره و گدایی میکنه؟ نه این مجبوره گدایی کنه چون چاره ای نداره و اگه گدایی نکنه میمیره٬ پس عید ما چه کار میکنه؟

            

این پول نداره لباس بگیره و چشمش به دستای ماست تا شب عید گشنه نباشه٬ شب عید وقتی برای خرید به پاساژها میرید نوازنده ها و فقرای زیادی رو میبینید که چشم به دستای شما منتظر یه ثوابن٬ اونا منتظرن که ما ثواب کنیم و یه کمک کوچیک بهشون بکنیم٬ اما بیشتر موقع ها ما حواسمون شیش دنگ به ویترین مغازه هاست تا مبادا فلان لباس مارک دار رو از دست بدیم٬ این تلوزیون نداره تا فیلمهای قشنگ عید رو ببینه و اگه ازش بپرسی اهل کدوم کشوره نمیدونه چون فقر مرز نداره و فقیر جز هیچ کشوری به حساب نمیاد٬ این قوم و خویش نداره که عید دیدنی کنه و اگه هم داره از ترس فقرش خودش رو پنهان میکنه تا تو فامیل خجالت زده نباشه٬ این خونه ای نداره تا تمیزش کنه و اصلاْ وسیله ای نداره که بخواد نوشون کنه و بهار تنها حسنش برای اون اینه که یه کم از سرما کاسته میشه و راحت تر میتونه تو پارک بخوابه٬ شیرینی و آجیل و میوه رو هم فقط وقتی میبینن که تو داری نفس نفس زنان اونها رو به طرف خونت میکشی و این هم با حسرت به دستات نگاه میکنه٬ خداش هم داره میبینه

                                 

ولی من میدونم عید این کیه؟ عید این وقتیه که منتقم خون حسین(ع)٬ وارث ذوالفقار علی(ع)٬ گل نرگس(س)٬ مهدی فاطمه(س) بیاد و زمین رو پر از عدل و داد کنه٬ اونه که هیچ فرقی بین خودش و این نمیذاره و فقر رو نابود میکنه٬ اونه که علی (ع) رو به یادها میاره٬ اونه که دین حضرت محمد(ص) را زنده میکنه٬ اونه که لرزه به اندام مستکبرها میندازه و کاخهاشون رو رو سرشون خراب میکنه.

پس عید این وقتیه که اون بیاد.

اللهم عجل لولیک الفرج

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386  |
 انتخابات چیه؟
                          

 

بازهم یه انتخابات دیگه در راهه و مردم باید برای انتخاب نماینده ها پای صندوق رای برن٬ صدا و سیما هم مثل همیشه داره تبلیغ میکنه تا مردم رو تشویق به رفتن پای صندوقهای رای بکنه. تو این برنامه ها برنامه ۳۸ که مجری اون محسن حاجیلوست از همه پر کار تره.

تو این برنامه حاجیلو با اهالی ورزش  مصاحبه میکنه و اونها هم همشون شرکت در انتخابات رو وظیفه هر ایرانی میدونن. برنامه های دیگه هم هست که با چهره های عرصه هنر و سینما و... صحبت میکنن و جوابها همه کلیشه ای بله بله وظیفه هر ایرانی...

تو این بین اگه از دستشون در بره با مرد عادی هم مصاحبه میکنن و همه به سوال شرکت در انتخابات فقط یه پاسخ میدن  بله وظیفه هر ایرانیه که در انتخابات شرکت کنه.

بقیه برنامه ها هم همش داره از لوزوم شرکت در انتخابات برای بی اثر ساختن توطئه دشمن میگن و بیشتر به تعداد نفرات شرکت کننده در انتخابات اهمیت داده میشه. اما چرا کسی به مردمی که با هزار مشکل عدیده دست و پنجه نرم میکنن اهمیت نمیده؟ چرا کسی نمیره با یه گدای تو خیابون مصاحبه کنه که عزیزم آیا شما در انتخابات شرکت میکنی؟ خواسته تو از نماینده مجلس چیه؟ نکنه اینها تو حساب دولت خدمتگذار نیستن؟ یا کسی به اونها اهمیت نمیده! چرا آقایون نمایندگان یه همایش برای این قشر بیچاره نمیذارن؟ حتماْ زشته براشون و یا شگون نداره باور کنید خیلی از اینا نمیدونن انتخابات چیه؟

مکه نه اینکه قرار بود فقر تو جامعه از بین بره ؟ پس چی شد؟ فقط شکلش عوض شد؟ این آقایون تنها چیزی که بهش فکر نمیکنن ریشه کنی فقره. جالب این هنرپیشه های سینما و تلوزیونن که فساد زندگی شخصیشون عالم گیر شده بعد میان ملت شریف و نجیب ایران رو نصیحت میکنن که در انتخابات شرکت کنید٬ چشم منتظر شما بودیم ببینیم چی میگید اطاعت کنیم.

حرفم به تمام اینهایی که  تو انتخابات کاندیدا هستن: آقایون تو هر خونه بیکار هست مردم برای اینکه به گدایی نیوفتن یا باید چند جا کار کنن و یا دزدی کنن پس تو رو اون خدایی که ادعای پرستشش رو میکنید به فکر این مردم باشید.

ترسم نرسی به مکه اعرابی    این راه که میروی به ترکستان است

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386  |
 رضای خدا در چیست؟

سریال سربداران رو که یادتون هست٬ با اینکه در زمان جنگ تحمیلی ساخته شده بود خیلی جذاب و پر بار بود. تو این سریال علی نصیریان نقش قاضی شارح قاضی و مفتی شهر باشتین بود. کارهای خیلی جالبی از این شخصیت تو سریال بود که نمیخوام بازش کنم اما اون یک بار کاری کرد از اون موقع که من بچه کوچیکی بودم تا حالا من رو به فکر فرو برده.

قاضی شارح در یک اقدام جنجالی فتوایی صادر کرد به این مضمون که: رضای خدا در رضای ایل خان است. وقتی بزرگان باشتین از اون خواستن که بگه برای چی همچین فتوایی داده قاضی شارح گفت: اگر ایلخان راضی نباشد خون مردم بی گناه را بر زمین خواهد ریخت و اگر راضی باشد خون مردم بر زمین نخواهد ریخت و خدا هم که خواهان خونریزی مردم بیگناه نیست پس اگر ایلخان راضی باشد خدا راضیست و اگر ایلخان راضی نباشد خدا هم راضی نیست به همین دلیل من فتوا میدهم که رضای خدا در رضای ایلخان است.

خوب به حرفهای قاضی شارح توجه کنید٬ راستی رضای خدا در چیست؟ صد البته که رضای خدا در رضای خان مغول و خونخوار نیست اما آیا خداوند در مواردی که ستمگری مانند ایلخانان را که مردم بی پناه را قتل عام میکردند بر مردم چیره بود رضایش در چه چیزی میتوانست باشد؟ مردم باید با ایلخان بی هیچ امیدی میجنگیدن و میمردن و یا با سکوت باید به حفظ نسل خود برای آینده میپرداختن؟

من حدیثی شنیدم که امام حسین (ع) در مکه خوابی میبیندد که در آن خواب رسول مکرم اسلام(ص) به ایشان میفرمایند: حسین به سمت کوفه برو که خدا میخواهد تو را در خون خود ببیند. در باره این حدیث بنده چون انسان مطلعی نیستم نظر نمیدهم ولی از خیلی ها شنیدم که در درک آن اظهار عجز میکردن و نمیفهمیدن خدا برای چی میخواسته امام حسین (ع) را در خون خود ببیند. آیا این بدان معنا نبوده که رضای خدا در رضای ایلخان نیست؟ آیا همه میتوانند در این زمینه به مقابله با ظلم بپردازند؟ یا حکم خدا در موارد مختلف تغیراتی دارد که فهم آن به عهده علماست؟

من انسان ساده چگونه باید بفهمم که رضای خدا در چیست؟ چه کس و یا کسانی باید حدود را در این زمینه مشخص و اعلام نمایند؟ آیا سکوت بعضی از علمای عراق در زمان صدام جنایتکار برای این نبوده که امروزه روزی که عراق از چاله صدام به چاه آمریکا افتاده و برادر کشی در این کشور به مرحله فاجعه رسیده را میدیدند؟ رفتار ما انسانها در چنین شرایطی چگونه باید باشد؟ 

من از این نوشته جز اینکه تا به حال در این مورد به نتیجهء درستی نرسیدم و میخواهم بدانم٬ منظور دیگری ندارم و از شما خواهش میکنم اگر در این زمینه اطلاعات درستی دارید من را راهنمایی کنید شاید به این سوال سالهای کودکی من پاسخی داده باشید.

من این پست را در چند تا از وبلاگهام میذارم .

موفق باشید

|+| نوشته شده توسط حميد رضا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386  |
 
 
بالا
JavaScript Codes